آری فقط نتورک نه

لطفا بانظرات خود مارادر رسیدن به هدفمان یاری رسانید....

آری فقط نتورک نه

لطفا بانظرات خود مارادر رسیدن به هدفمان یاری رسانید....

آری فقط نتورک نه

**ابتدا تحقیق سپس عمل کنیم**
**ابتدا مشورت سپس باور کنیم**
**ابتدا فکر سپس انتخاب کنیم**
**نظر یادت نره**

آخرین نظرات
نویسندگان

kuest930231
یکی شدن فروشنده و مصرف کننده
The rules have changed
به هر جا که می نگرید شواهدی می بینید از اینکه قوانین فروش و بازاریابی تغییر کرده اند. فروش کلان و یا تبلیغات بزرگ رو به انقراض گذاشته اند و انقلاب بزرگی که رخ داده رونق فروش یک به یک می باشد.
خب، جالبه، فروش مستقیم و یک به یک!
قبلا آن را کجا دیده بودیم؟
آژانس های تبلیغاتی، مجله ها، تلویزیون های کابلی، فروشنده ها، تولید کنندگان و همه افراد دیگری که در تبلیغات و فروش و بازار دستی دارند در حال تکاپو و برنامه ریزی بر روی واقعیت جدید دنیای فروش می باشند.
امروزه دیگر نمی توان مطمئن بود که تبلیغات تلویزیونی در دنیای تجارت آینده جایگاه موثری داشته باشند. این موضوع از طرف مدیر یک کمپانی معتبر مطرح شده بود که مبلغ ۳ میلیون دلار در یک سال را صرف تبلیغات کرده بود و ۹۰ درصد آن مربوط به تبلیغات تلویزیونی می شد. ولی خب، نتیجه مطلوبی هم به دست نیاورد. فروشندگان متوجه شده اند که باید از برج عاجی که برای خود ساخته اند پایین آمده و با مشتری صمیمی تر باشند. آن ها کوهی از اطلاعات را در مورد “شخصیت افراد” و “طرح سیستم های جدید ارائه محصول” آماده کرده اند که بتوانند با مشتری رابطه بهتری برقرار کنند، مانند تلفن زدن به وی و یا از طریق کامپیوتر و…

در پایان، فروشندگانی نجات پیدا خواهند کرد که جا پای “نت ورک مارکترها” گذاشته و چیزی را که نت ورک مارکتر ها قبلا درک کرده اند سرلوحه کار خویش قرار دهند و بپذیرند که بهترین و ایده آل ترین مدل روابط تولید و مصرف آن است که اجازه دهیم فروشنده و مصرف کننده در هم ادغام شوند، این در حالی است که نت ورک مارکتینگ قبلا به اینجا رسیده!

در این میان، “نت ورک مارکتینگ” دین خودش را ادا کرد، برای مدت ها مورد تمسخر قرار گرفت، به عنوان سودجویی و کلاهبرداری به آن حمله شد و توسط آنهایی که سودجو بودند مورد سوء استفاده قرار گرفت ولی در این میان به طور مدام رکاب زنان و آرام آرام به طرف جلو حرکت کرد.
نت ورک مارکتینگ از اشتباهات و مشقت ها درس گرفت. بزرگترین درس این بود: که راز موفقیت نت ورکرها در عمل کردن و وارد عمل شدن است.
نت ورکرهای موفق گوشه ای نمی نشینند تا شرایط و اطراف را مورد سنجش قرار دهند و ببینند اگر شرایط مناسب بود وارد عمل شوند بلکه سریع وارد عمل می شوند. البته بعضی مواقع، این امر برایشان مشکل آفرین می شود اما آنها به سرعت از اشتباهاتشان درس می گیرند و تجربه کسب می کنند. بیش از ۴۰ سال است که این روند آزمون و خطا ادامه داشته و این کسب تجارت و جنگیدن با سختی ها و اوضاع نابسامان به نت ورک مارکتینگ یک تاریخچه قوی بخشیده است. در این عصر، زمانی که موسسات بزرگ دنیا بیلیون ها دلار خرج می کنند تا در مورد قوانین فروش بیاموزند. نت ورک مارکترها ۴۰ سال جلوترند! نت ورک مارکتینگ به این دلیل به خوبی جواب می دهد که انگیزه زیادی برای انجام دادنش وجود دارد. نت ورکرها به خاطر این، “دانش آموزان خوب صنعت فروشند” که به آنها بابت یادگیری و عملشان دستمزد پرداخت می شود. چون درآمدشان بستگی به یادگیری و عمل دارد. در اینجا هر کس برای سود شخصی خود کار را آغاز می کند و در طی راه آموزش می بیند که سود وی در گروی سود دیگران می باشد. این یک حقیقت است و یک قدرت خارق العاده.
در مورد نت ورکرها گفته می شد که: تنها آنهایی بازنده اند که به میل خود خارج می شوند! و اگر شما در یک کمپانی صادق، با محصول همیشه آماده کار کنید، این جمله عین واقعیت است. اگر شما پیگیر باشید قطعا روزی به سود دهی می رسید.

اما در پیرامون ما اتفاقات مهم تری در حال به وقوع پیوستن می باشد. ما به زمانی رسیده ایم که کالاها و خدماتی که ما به آنها نیاز داریم در حال تولید شدن هستند در حالی که تقریبا هیچ نیاز به نیروی انسانی در جهت تولید ندارند. ماشین ها کاری را که انسان ها انجام می دادند به عهده می گیرند اما ما هزاران سال است که سرمایه هایمان را بر اساس کاری که انجام می دادیم به دست می آوردیم. اما وقتی که احتیاج به کار کردن کسی نیست چگونه می شود به طور منصفانه و متساوی سرمایه ای را که ماشین ها در حال تولید آن می باشند بین ما توزیع کرد؟!

در آن زمان چنین است که بیش از ۸۰ درصد انسان ها به نت ورک مارکتینگ روی می آورند همه مبلغین محصولاتی می شوند که کمپانی ها آنها را تولید می کنند. در واقع همان یکی شدن فروشنده و مصرف کننده.

شما نیز با انتخاب نت ورک مارکتینگ چه به عنوان یک تجارت تکمیلی یا یک شغل جدید، خود را به عنوان کسی نشان داده اید که به حد متوسط از وضع موجود راضی نمی شود، کسی که می داند این راه بهتری است. شما اکنون این راه را دریافته اید. به شما تبریک و خوش آمد می گوییم. شما به تجارتی پیوسته اید که نزدیک به ۱۴ میلیون کاربر در سراسر دنیا دارد که امسال قریب به ۷۰-۸۰ میلیارد دلار درآمد داشته اند. اما قبل از اینکه آموزش را شروع کنیم به یک موضوع می پردازیم و آن اینکه اکثر افراد، با انگیزه ی “درآمد زیاد” وارد این تجارت می شوند. در این رابطه شایسته دیده ایم که به مقاله ای در مورد اندیشیدن به ثروت و ثروتمند شدن از Randy Gage یکی از بزرگترین و مشهورترین نت ورکرهای دنیا بپردازیم:

شما از قبل برنامه ریزی شده اید!!
The Danger Of Lack Programming
چرا شما نباید پذیرای نعماتی باشید که برای شما قرار داده شده اند؟
چون شما از قبل برنامه ریزی شده اید به منظور اینکه “پول چیز بدی” است. مردم ثروتمند “بد” هستند و این یک امر ذاتا معنوی هست که فقیر باشید و غافل از آنکه این برنامه ریزی از آغاز کودکی شما شروع به پایه ریزی شدن بود.
شما از کودکی با برنامه های تلویزیونی تبلیغات و فیلم هایی بزرگ شده اید که دارای شخصیت های پول دار با اسامی خشک و افراد فقیر با درون مایه معنوی بوده اند. از همان دوران کودکی ما بر ضد افراد ثروتمند برنامه ریزی شده ایم.
تمام این پیش زمینه ها که اگر بخواهیم به تک تک آنها اشاره کنیم می توان چندین کتاب نوشت به طور خلاصه می گویند:
۱- شما ممکن است که پولدار شوید اما این به معنای خوشبختی شما نمی باشد.
۲- مردمان ثروتمند بچه های خودشان را از طریق دیگران بزرگ می کنند.
۳- زنان ثروتمند آن چنان درگیر روابط اجتماعی هستند که وقتی برای صرف کردن با کودکانشان ندارند.
۴- ثروتمندان خود پرستند.
۵- زنان ثروتمند افرادی مغرور با روح مرده و سطحی هستند.
۶- مردان ثروتمند کار زده اند طوری که به خانواده هایشان اهمیت نمی دهند و فقط در پی پول هستند.
اگر دقت کرده باشید، نه در فیلم ها، نه در رادیو و یا روزنامه ها به طور مستقیم به این چیزها اشاره نمی شود بلکه وقتی تمام شواهد را کنار هم قرار می دهیم متوجه می شویم که ناخودآگاه این دید شکل می گیرد و اکثر ما با این طرز فکر می توانیم برای “زندگی سطح پایین خود” به لحاظ اقتصادی یک دلیل خوب داشته باشیم و آن اینکه ثروتمند بودن بسیار بد می باشد و فارغ از آن احساس خوبی خواهیم داشت.

مثلا اگر شما اضافه وزن داشته باشید برای شما احساس خوبی خواهد بود اگر بدانید که افراد لاغر و متناسب همیشه خوشحال نیستند. چون اگر آنها خوشحال باشند واقعا تحمل چاقی برای شما بسیار سخت تر جلوه می کند و برای شما غیر قابل تحمل می شود.

و همین طور اگر ما بدانیم که افراد ثروتمند والدینی بی مسئولیتند، پس ما می توانیم احساس خوبی به فقیر بودنمان داشته باشیم. اگر ما یاد بگیریم که ثروتمندان مغرورند، ابلهند و یا متقلب هستند و حتی به همسرانشان خیانت می کنند، آنگاه ما می توانیم توجیه داشته باشیم که چرا سراغ تجارت آنها نرفته ایم و یا به رؤیاهایمان نپرداخته ایم. اکثر مردم روزانه در معرض دریافت اطلاعات بی مصرفی که از شایعات و یا روزنامه ها، تلویزیون و امثال آنها که همگی برنامه ریزی شده برای یک چنین طرز تفکرهایی می باشند، هستند. برای مثال آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا “تایتانیک” پر فروش ترین فیلم تاریخ سینما شده است؟ به نظر من شیطانی ترین فیلم ساخته شده می باشد! برنامه ریزی شده به طور مرحله به مرحله برای ایجاد و القاء این مفهوم که پول بد است، افراد ثروتمند بدکارند یک نشانه از معنویت و عاطفه این است که فقیر باشیم پس صد البته که بدترین فیلم تاریخ سینما می شود می پرسید چرا؟

چون این فیلم دقیقا همان قسمتی از وجود شما را مورد هدف قرار می دهد که از کودکی آمادگی پذیرش مطالب این چنینی را داشته است؟
حال به نظر شما باز هم عجیب است که چرا شما از ثروتمندان متنفرید!؟ و در ضمیر ناخودآگاهتان نمی خواهید مانند آنها شوید!؟ زمانی این تفکر در شما شکل می گیرد که در مسیر پولدار شدن حرکت کنید، احساس گناه خواهید کرد و این احساس گناه دقیقا همان چیزی است که شما را از دستیابی به سعادت و کامیابی باز خواهد داشت.

By Randy Gage
پس باید در تجارتتان شروع به کار بر روی ضمیر ناخودآگاهتان کنید.
همان طور که اشاره شد تمامی ما از زمان کودکی برنامه ریزی شده ایم تا قبول کنیم “پول” کثیف است پولدارها خبیثند و… در صورتی که ما می توانیم ثروتمند باشیم و در همین حین با همسر خود مهربان باشیم، در تربیت کودکانمان سهیم باشیم به فقرا کمک کنیم و حتی از لحاظ معنوی رشد کنیم. بیایید برای پنهان کردن و توجیه کردن ثروتمند نبودنمان از تفکرات این چنینی دوری کنیم که واقعا مانعی بزرگ برای ما در جهت دستیابی به سعادت و کامیابی به شمار می رود.

۵ مورد که برای موفق شدن در نت ورک مارکتینگ به آنها نیازی نیست
در ادامه این جزوه می پردازیم به آموزش راحت ترین و موثرترین روش ممکن برای شروع Network Marketing.
شما باید از انجام بعضی اشتباهات رایج اجتناب کنید کارهایی را انجام دهید که سبب تسریع سفر شما به سمت موفقت در این حرفه می شود. این برنامه آموزشی زمانی ایده آل است که شما در دوره آموزش با معرف خودتان همراه باشید لطفا تجارتتان را جدی بگیرید.
فعلا با هیچ کس راجع به کار جدیدتان صحبت نکنید، زمان این کار خیلی زود فرا می رسد چون معرف شما متعهد است که به شما در اولین جلسات معرفی کمک کند. بهتر است شما زمانی شروع به معرفی تجارت جدیدتان کنید که به کمک لیدرهای بالا سریتان توضیحات کامل آن را فرا گرفته باشید. خیلی جالب است که بدانید نکته هایی وجود دارند که اکثر مردم فکر می کنند برای موفقیت در این کار لازمند در حالی که در واقع نیازی به آنها نیست.
در اینجا به نکاتی اشاره می کنیم که شاید شما اعتقاد داشته باشید برای موفقیت شما در این کار ضروری هستند اما در واقع برای رسیدن شما به موفقیت ضروری نمی باشند.
پنج مورد که شما برای موفق شدن در Network Marketing به آنها نیازی ندارید:
۱- مدارک و درجات تحصیلی:
هزاران نفر بدون داشتن درجات دانشگاهی یا امثال آن در نت ورک مارکتینگ موفق شده اند. نت ورک مارکتینگ اصلا به تجارت های دیگر شباهتی ندارد و قوانین موجود در آن کاملا متفاوت است. کاملا محتمل و شایع است که بتوان یک شبکه بزرگ موفق ساخت بدون اینکه تحصیلات دانشگاهی عالیه داشت.
Randy Gage که یکی از بزرگترین نت ورکرهای امریکاست تحصیلات دانشگاهی ندارد.
بعضی ها فکر می کنند چون معرف آنها دارای تحصیلات خاصی است آنها نیز به این مدارک نیاز دارند ولی این کاملا غیر قابل تکثیر (Unduplicateable) و غیر ضروری است. اگر معرف شما دارای مدرکی است بسیار خوب است ولی این مدرک برای موفق شدن در نت ورک مارکتینگ الزامی نیست.
۲- تایید شدن:
تایید شدن از طرف هیچ کس لازم نیست غیر از خودتان. گاهی اوقات حتی همسر شما ممکن است تجارت شما را تایید نکند. این یک واکنش اولیه بسیار شایع است اما هزاران نفر تاکنون بدون کمک همسر خود مجموعه ی بسیار بزرگی ساخته اند.
البته وقتی همسر فرد در زمینه تعیین اهداف وارد شود همه چیز سرعت بیشتری می گیرد. اصلا تعجب نکنید اگر نزدیکترین دوستان و افراد خانواده تان شما را مسخره کنند و وارد مجموعه شما نشوند یا حتی در پرزنت شما حاضر نشوند.
۳- حضور دوستان یا اعضای خانواده در مجموعه شما:
سوء تعبیر نکنید. اگر آنها در مجموعه شما باشند بسیار عالی است ولی گاهی اوقات سخت ترین کار، معرفی سیستم به خانواده و دوستان نزدیکتان می باشد شما همیشه نمی توانید در محدوده خانواده خود یک لیدر (leader) باشید. هزاران نفر در این کار موفق بوده اند بدون اینکه حتی یک نفر از اعضای خانواده یادوستان نزدیکشان در این کار باشند.
۴- توصیه هایی ناکارآمد:
اگر شما می خواهید بدانید که هواپیما چگونه پرواز می کند باید از یک خلبان با تجربه این سوال را بپرسید. گاهی اوقات وردی های جدید در صدد گرفتن توصیه ها و نصایح از دوستانی هستند که تا کنون در این تجارت نبوده اند و هیچ تجربه ای ندارند. اگر شما می خواهید یک مجموعه بسازید باید به لیدرهای بالای خود نگاه کنید و ببینید کدام یک موفق شده اند که مجموعه ای بزرگ بسازند آنها افرادی هستندکه شما باید در جست و جوی گرفتن پند از آنها باشید.
۵- کمال:
کمپانی کامل، محصولات کامل، نقشه تجاری کامل، تاکنون ابداع نشده است. اگر شما نشسته اید و در انتظار کمال هستید تا ابد باید منتظر بمانید. بعضی ها کارشان را شروع نمی کنند تا همه کتاب های موجود در این زمینه را بخوانند و تمامی جزییات این کار را بدانند اما این کاملا اشتباه است. در خلال کار باید اطلاعتتان را بالا ببرید.
مهمترین چیز این است که شما حرکتتان را شروع کنید و همانطور که پیش می روید بیاموزید.
شما دانش مورد نیازتان را فرا خواهید گرفت. شما تیزهوشیتان را با تبدیل شدن به یک نت ورکر نشان خواهید داد.

Vision
حالا بیایید شروع کنیم
برای شروع این کارها را انجام دهید:
یک سررسید مخصوص این کار تهیه کنید. قرارهای کاری در یک طرف، نکات مهم و موضوع جلسات در طرف دیگر یادداشت شوند.
موفقیت یک شبه حاصل نمی شود. موفقیت به تلاش نیاز دارد. مثل هر شغل یا کار دیگری شما نیازمند آموزش هستید. البته این آموزش مستلزم صرف زمان و هزینه زیادی نیستT شما در حین آموزش درآمد نیز خواهید داشت. عقیده خوبی است اگر شما به سه ماه اول کار خود به شکل یک تجربه آموزشی نگاه کنید. شما باید حداقل روزی ۳ الی ۸ ساعت را به این کار اختصاص دهید. اگر شما از این سیستم آموزشی پیروی کنید و آن را در مجموعه خود Duplicate کنید نتایج آن به حدی دلپذیر خواهد بود که شما این کار را برای تمام عمر انجام خواهید داد.
*** به ترتیب مراحل ذیل همراه با لیدر خود شروع کنید ***
۱- اهداف خود را تعیین کنید:
(Objective visions Reasons)
شما باید بدایند که از تجارت نت ورک مارکتینگ چه می خواهید. آیا فقط می خواهید هزینه های اولیه خود را به دست آورید؟ آیا می خواهید چندین هزار دلار برای پرداخت بهای ماشین خود به دست آورید یا می خواهید از این کار به رفاه مالی دست پیدا کنید؟
می توان مراحل شکل گیری یک هدف از موقعی که در ذهن شروع به آغار می کند تا زمانی که به حقیقت می پیوندد را در ۷ مرحله زیر طبقه بندی کرد:
۱-۱- رویا پردازی کردن در مورد هدف (Dream it)
هر چیزی ابتدا در قلب و روح و ذهن انسان شکل می گیرد. هر کامیابی بزرگی ابتدا در ذهن یک فرد نقش می بندد، آنها به خودشان جرات رویاپردازی در مورد آن را داده بودند که امری ممکن و میسر می باشد. زندگی دقیقا به شما همان چیزی را که می خواهید می دهد، پس نخستین کاری که باید بکنید این است که دقیقا آنچه را که می خواهید درخواست کنید (به طور واضح شفاف با تمام جزییات). اگر شما چیزی را که مبهم باشد را طلب کنید آنچه در نهایت به دست شما می رسد همانقدر درهم و مبهم خواهد بود. اگر حداقل را بخواهید حداقل و یا هیچ نصیبتان می شود. پس آرزوها و اهداف بزرگ را مدنظر داشته باشید. یک مدتی به خودتان اجازه دهید که از خودتان بپرسید اگر می شد… در مورد آرزوهای بزرگ فکر کنید. اجازه ندهید افکار منفی شما را از تصور اهداف بزرگ باز دارند. زندگی آنقدر کوتاه می باشد که نمی توان به سادگی از آرزوها گذشت کرد.

۲-۱- به رسیدن به اهدافتان معتقد باشید (believe it)
آرزوهایتان باید بزرگ باشد به طوری که حتی ماوراء توانایی های فعلی شما به نظر برسند. اما همچنان باید باور کردنی باشند. شما آنها را بگویید اگر موارد خاصی اتفاق بیفتد دیگران کمک می کنند و می باید به اندازه کافی سخت کوشی کنید. اگرچه آروزی بزرگی است اما هنوز قابل لمس و دست یافتنی می باشد.

۱- ۳- اهدافتان را ببینید (See it)
افرادی که به اهداف بزرگی دست پیدا می کنند دارای یک عادت مشترک می باشند. آنها هدفشان را می بینند. آنها به طور مثال خودشان را در دفتر کار جدیدشان که در ساختمانی ۲۵ میلیون دلاری می باشد درحال قدم زدن تصور می کنند.
پرتاب کنندگان بزرگ رشته بسکتبال NBA خط سیر پرتاب توپ را قبل از پرتاب توپ و افتادن در حلقه تصور می کنند. سخنرانان بزرگ دنیا خود را قبل از سخنرانی جلوی جمع بزرگی از افراد در حالی که با انرژی زیادی درحال صحبت کردن می باشند می بینند.
همه اینها باعث می شود که ذهن تمام انرژی خود را بر روی کنترل کردن بدن متمرکز کند تا عمل مورد نظر حتما انجام پذیرد.

۴-۱- اهدافتان را بیان کنید (Tell it)
دلیل این که اکثر افراد هیچ وقت به اهدافشان نمی رسند این است که آنها فقط تمام آرزوهایشان را در داخل ذهنشان نگه می دارند و آنها را مطرح نمی کنند (یک آرزو و هدف خاموش) آنهایی که می خواهند به اهدافشان برسند باید در مورد آرزوهایشان با افراد زیادی صحبت کنند.
به دو دلیل:
الف- به این خاطر که اگر ما مرتبا آنها را بگوییم شروع به باور کردن آنها می کنیم و روز به روز به این اعتقاد افزوده می شود. اگر در مورد آن صحبت می کنیم پس دستیابی به آن امکان پذیر می باشد.
ب- ما را نسبت به تحقق اهدافمان مسئول می کند. وقتی ما در مورد اهدافمان با دیگران صحبت کردیم، پس مجبور به دستیابی به آنها می شویم.
برای دستیابی قطعی به اهدافمان تمام تلاشمان را می کنیم که در برابر آنها احمق جلوه نکنیم.

۱-۵ برای اهدافتان طرح و برنامه داشته باشید (Plan it)
هر آرزویی باید شکل و قالب طرح و برنامه به خود بگیرد. آرزوهای شما به تنهایی اتفاق نمی افتد. شما باید بنشینید و روی یک اساس معمول برای دستیابی به اهدافتان یک طرح و برنامه مشخصی تعیین کنید. به تمام جزییات فکر کنید. تمام طرح را به قسمت های کوچک و قابل انجام تقسیم بندی کنید و سپس بازه ی زمای مشخصی را برای هر کدام از قسمت های طرحتان مشخص سازید. اهداف بزرگ مانند یک ماشین گران قیمت به نظر دست نیافتنی جلوه می کنند ولی وقتی به اهداف کوچکتر تقسیم می شوند خود به خود با انجام دادن اهداف کوچک که همگی دست یافتنی هستند به دست نیافتنی ها می رسیم.

۱-۶- به اهداف و گفته هایتان عمل کنید (Work it)
زندگی چقدر خوب و رضایت بخش بود اگر می شد از این یک مرحله صرف نظر کرد. اما متاسفانه افراد موفق سخت کوش ترین ها می باشند. در حالی که بقیه مردم بر روی صندلی نشسته و به تماشای تلویزیون مشغول اند این افراد مشغول کار بر روی اهدافشان می باشند. من برای آن موضوع یک تساوی طرح کرده ام:
(زمان انجام آنها) * (وظایف کوتاه مدت شما) = (دستیابی به اهداف بزرگ و بلند مدت)
اگر شما طبق این تساوی کار کنید و به آن عمل کنید قطعا به اهداف بزرگ و بلند مدتتان دست خواهید یافت. مثل کتاب جنگ و صلح که بسیار قطور است ولی خب، صفحه به صفحه نوشته شده است. به محض اینکه برای اهداف کوچکتان برنامه ریزی کردید همان لحظه موقع آن است که شروع به عمل کردن به تک تک آنها کنید. پس عمل کردن را به وقت دیگری موکول نکنید و از همین لحظه مشغول شوید.
۱-۷- از دست یابی به اهدافتان لذت ببرید (Enjoy it)
وقتی به هدفتان دستیابی پیدا کردید و یا زمانی که در رویاهایتان زندگی می کنید مطمئن شوید که در آن لحظه از آن لذت خواهید برد. در واقع در خلال رسیدن به آن از هدفتان لذت ببرید. در طول مسیر خودتان را تشویق کنید و وقتی به آنها می رسید به خودتان پاداش های بزرگ بدهید. دیگران را نیز در شادیتان سهیم کنید و در این مورد بخشنده باشید. از آرزوهایتان برای کمک به دیگران نیز استفاده کنید. سپس برگردید به مرحله اول واین بار آرزوی بزرگتری کنید.
اگر شما دارای هدف مشخص و مهمی باشید تا به آن هدف نرسید احساس آرامش نخواهید کرد. دقیقا مانند تعقیب یک سارق می باشد. سارق می خواهد هر طور شده از دست پلیس فرار کند، از چاله می پرد، در بعضی ها می افتد. از موانع عبور می کند، زمین می خورد. ولی پلیس (شما) دارای یک هدف می باشد و آن دستگیری این فرد (هدفتان) هست. او هم مانند سارق خود را به آب و آتش می زند تا وی را دستگیر کند و آرام نمی گیرد تا موقعی که دست بند را به دست سارق بیندازد.

برای رسیدن به اهدافتان ابتدا مشخص کنید دقیقا چه می خواهید. سپس آنها را روی کاغذ بنویسید. هدفی که نوشته شده نباشد فقط یک رویا و آرزوست و هیچ انرژی ای در پشت آن نیست. هدف نوشته شده جنبه قراردادی پیدا می کند و اگر نوشته نشود به سرعت از یاد خواهد رفت. نوشتن مانند یک قرارداد می باشد که از یک توافق شفاهی حمایت می کند. کلام شفاهی گذراست اما کلام مکتوب دائمی است. سپس برای اهداف خود مهلت تعیین کنید (برای هدف بدون مهلت هیچ فوریتی وجود ندارد). فهرست کارهایی که باید انجام دهید تا به هدفتان برسید را بنویسید. فهرست را به یک برنامه اولویت بندی شده تبدیل کنید. می توان هر اولویت را در داخل یک مستطیل نوشت، با این کار هدفتان به کارهای کوچکتر تقسیم می شود و می بینید که رسیدن به آن چقدر ساده تر می شود. سپس فورا کار را بر اساس برنامه شروع کنید. در نظر داشته باشید که یک برنامه متوسط که خوب اجرا شود بهتر از برنامه عالی است که اجرا نشود. برای آنکه هر روز قدمی به سوی هدف اصلی بردارید کاری انجام دهید و آن را در برنامه روزانه خود بگنجانید (هرگز حتی یک روز خود را هم بیهوده تلف نکنید). هر روز به اهدافتان فکر کنید و آن ها را مرور کنید و روزتان را با مهمترین کارتان آغار کنید. این عمل شما را به مهمترین هدفی که دارید سریعتر می رساند.

قانون ۵۰-۵۰ را رعایت کنید
در تعیین اهداف خود قانون ۵۰-۵۰ را رعایت کنید. ۵۰ درصد احتمال رسیدن به هدف شما در زمان تعیین شده وجود داشته باشد و ۵۰ درصد احتمال نرسیدن شما، که جا برای تلاش کردن مجدد شما وجود داشته باشد.
آدمی که هدف ندارد همانند کسی است که در جاده ای مه آلود رانندگی می کند. همیشه در حال ترمز کردن می باشد و از موانع می ترسد. چنین کسی یا در ادامه راه دچار حادثه می شود و یا بسیار دیرتر از موعد مقرر به مقصد می رسد.
All our Dreams can come true … if we have the courage to pursue them. By wait disney
تمام رویاهای ما روزی به حقیقت می پیوندند؛ به شرط آنکه شهامت پیگیری آنها را داشته باشیم.

۲- تعهد (commitment)
وقتی قدم اول را در مرحله اولیه شکل گیری آرزوهایتان گذاشتید، به نیروی محرکه دیگری نیاز دارید به نام “تعهد”. خوب تصور کنید شما توانسته اید به خود جرات دهید رویاهایتان را روی کاغذ بیاورید، حالا چه چیزی ضامن حرکت شما به سوی واقعی کردن آنهاست؟
مسلما وقتی رویای شما فراهم کردن شرایط تحصیل بهتر برای فرزندتان یا ایجاد رفاه هر چه بیشتر برای خانواده تان است آیا خودتان را متعهد نمی بینید؟ آیا حس مسئولیتی که در قبال دیگران و عزیزانتان و البته خودتان پیدا می کنید به راحتی قابل صرف نظر کردن است؟
تعهد چند جنبه دارد:
الف) تعهد به آرزوهایتان
ب) تعهد شما به کار، که خود به دو بخش تقسیم می شود:
ب)۱- تعهد زمانی (چند ساعت در هفته را به این کار اختصاص می دهید)
سوالی که هر روز صبح از خودتان باید بپرسید: من امروز باید چه کار کنم که یک قدم در جهت موفقیت پیشرفت کنم؟
سوالی که آخر هر روز باید از خودتان بپرسید: من امروز چه کاری کرده ام که باعت حرکتم به جلو شده است؟
ب)۲- تعهد به شرکت در جلسات آموزشی و جلسات معرفی (تعداد جلسات روزانه و هفتگی ای که خودتان موظف به شرکت در آنها هستید و تعداد جلساتی که موظف به برگزاری آنها برای مجموعه هایتان هستید).
به خاطر داشته باشید، حتما باید به معرف خود تعهد کتبی بدهید. با این کار پیمانی با معرف خود می بندید و به این صورت معرف شما حق این را دارد که در هر مرحله از حرکت شما از شما در مورد اجرای تعهدتان سوال کند.
تعهد می تواند به صورت یک دکمه کنترل برای نتظیم حرکت افراد در این مجموعه به کار رود. همچنین تعهد معیار ما برای دانستن این نکته است که آیا ما کارمان را درست و کافی انجام می دهیم یا نه؟
Where ever you go you take yourself with you.
هر جا که بروید خودتان را با خود می برید.

۳- تنظیم برنامه کاری (schedual)
وارد عمل شدن بدون برنامه ریزی عامل همه شکست هاست. قابلیت شما در برنامه ریزی درست قبل از شروع کار معیار توانایی و بازدهی کلی شماست:
(قانون شش P)
Prior planning Prevents Poor Performnce Proper
این تجارت، تجارت قرار ملاقات هاست. برای انجام درست آن شما باید کارهایتان را برنامه ریزی کنید و زمانتان را طوری تنظیم کنید که این تجارت را به بهترین نحو انجام دهید.

شما هنوز همان ۲۴ ساعت در شبانه روز را وقت دارید. برای اینکه زندگی خود را تغییر دهید باید نحوه استفاده از این ۲۴ ساعت را تغییر دهید. با معرف خود به دقت زمان مورد نیاز برای انجام کار خود را تعیین کنید.
به یاد داشته باشید، سرمایه اصلی شما برای شروع و موفقیت در این کار زمان است، نه هزینه ثبت نام در این کمپانی.
برای ادامه تجارت به این موراد دقت کنید
– روش کار اصلی کمپانی را سریعتر فرا گیرید.
– یک حساب بانکی مجزا برای اینکار داشته باشید.
– تمامی وسایلی که برای کار نیاز دارید را آماده داشته باشید (مانند کاتالوگ معرفی، پکیج آموزشی، سی دی های آموزشی و غیره)
– برنامه ریزی منظم برای انجام presentation داشته باشید.
– زمانی برای خودسازی اختصاص دهید.
تجارت شما به همان سرعتی پیشرفت می کند که شما در مراحل آموزشی و برنامه ریزی آن پیشرفت می کنید. برای انجام آن نیازمند مهارت های مدیریتی و سازمانی هستید و در نهایت نیاز به اصول رهبری و ارتباط موثر دارید.
تعهد به شرکت در جلسات آموزشی و جلسات معرفی
اگر می خواهید دیگران را متحول کنید ابتدا باید خود را متحول کنید. بسیار مهم است که ساعاتی از روز را به خودسازی اختصاص دهید.
چند نکته را به یاد داشته باشید
– آموزش پذیر باشید
اگر می خواهید تجارتتان را در سریعترین زمان ممکن بسازید باید آموزش پذیر باشید و قبول کنید که رهبری شوید. شما باید درک کنید که نت ورک مارکتینگ با تجارت سنتی کاملا متفاوت است. لیدرهای بالای شما روش ها، راهکارها و تکنیک ها را فرا گرفته اند. آنها با شما کار خواهند کرد و هر چه می دانند به شما یاد خواهند داد. معرف شما عصاره تجربیات بسیاری از مجموعه هاست، از آنها بیاموزید.
– مسئول باشید
نت ورک مارکتینگ تجارت رابطه هاست و رابطه ها بر پایه ی اعتماد استوار است. برای کسب اعتماد و بقای آن شما باید مسئول و پاسخگو باشید. مسئولیت به این معنی نیز هست که وقتی به کسی برای کاری قول می دهید آن را انجام دهید و وقتی که تعهد می کنیم که در رویدادی حضور پیدا کنیم سر وقت آنجا باشیم. شما باید این فرهنگ را در مجموعه تان ایجاد کنید.
– از سیستم پیروی کنید
لیدرها فهمیده اند “سرباز تنها” ممکن است در ابتدا موفقیتی کسب کند، ولی در درازمدت یقینا نخواهد توانست. پس برای درآمد کافی و امنیت مالی، شما نیز باید از یک سیستم قدم به قدم قابل تکثیر پیروی کنید.
این یعنی همه اعضای مجموعه شما باید از یک نوع مطالب آموزشی یک نوع Presentation و یک نوع کاتالوگ و… استفاده کنند. به این ترتیب روشی که شما برای آوردن افراد جدید از آن استفاده می کنید باید دقیقا همان باشد که آنها برای آوردن افراد جدیدشان استفاده می کنند.
بدون توجه به شغل قبلی فرد و سطح تحصیلات وی هر فرد باید به همین روش این تجارت را انجام دهد.
لیدرهای بالایی شما یاد گرفته اند که چه چیزهایی در این سیستم کارایی دارند و چه چیزهایی کارآیی ندارند. آنها سیسیتم را بر پایه تجربیات پایه ریزی کرده اند.
اگر شما بخواهید سیستم را تغییر دهید همه فواید این تجربیات را از دست خواهید داد.
وقتی که شما بخواهید سیستم را تغییر دهید، باید تمامی منابع آموزشی معرفی ها (کاتالوگ ها) را تغییر دهید، پس به تمامی افراد مجموعه تان هم یاد می دهید که تغییر در سیستم چیز خوبی است پس آنها نیز آموزش های شما را تغییر خواهند داد.
اگر شما کمی سیستم را تغییر دهید اولین سطح مجموعه شما نیز آن را کمی تغییر خواهد داد و همین طور پیش می رود و در سطح سوم دیگر سیستمی وجود نخواهد داشت. پس شما دیگر هیچ امنیتی برای درآمد نخواهید داشت. همیشه از یک سیستم واحد پیروی کنید.
۴- تمرکز (Focus, The winners Advantage)
با یک مثال اهمیت این موضوع را برایتان مشخص می کنم.
دانشمندی حیرت زده بود که چطور یک ذره بین به ظاهر بی ضرر می تواند یک چنین گرمای زیادی را در زمانی که اشعه های خورشید از سطح شیشه ای آن عبور می کنند ایجاد کند. دانشمند از ذره بین پرسید: تو چطور قادر بر انجام چنین کاری هستی؟ (با یک سطح شیشه ای صاف می توانی برگ یا یک تکه کاغذ را سوراخ کنی).
ذره بین به دانشمند پاسخ داد: من این را بعد از گذشت سالیان زیادی آموختم. هر چه خورشید داغ تر می شد، من متمرکزتر می شدم.
این بزرگترین امتیازی است که در زندگی برندگان و افراد موفق از آن برخوردارند. هر چه شرایط برای آنها سخت تر می شود، این افراد تمرکز بیشتری پیدا می کنند. افراد موفق خیلی سرسخت هستند، چون اوقات سختی را سپری کرده اند. شما نیز بر کار جدیدتان باید تمرکز کنید و مانند این افراد عمل کنید. اگر چنین عمل کنید بعد از مدتی به فرد قوی ای تبدیل می شوید، چون نقاط ضعف خود را سریع می توانید شناسایی کنید و آنها را به نیروهای جدید تبدیل کنید. قدر موقعیت ها و بردها را خوب می فهمید چون طعم تلخ شکست خوردن و یک بار دیگر از جا برخاستن را چشیده اید.
زمانی که همه چیز از تسلط شما خارج شده است، در این لحظه بدترین چیز که می تواند برای شما اتفاق بیفتد از دست دادن تمرکزتان به کار می باشد. افراد متمرکز در جایی که بقیه افراد همه چیز را در شرایطی بد می بینند، شرایط مساعد را سریعتر پیدا می کنند.
کار شما در نت ورک دقیقا مانند رابطه خورشید (نت ورک خوب) و ذره بین (خود شما) می باشد. خورشید بسیار بزرگ و قوی می باشد ولی بدون یک ذره بین متمرکز نمی تواند چیزی را بسوزاند.
شک آفتی است که، ایمان را از بین می برد.
۵- جدیت و ایمان (Be serious Faithful)
شما در تمام کارهایتان می توانید موفق باشید به شرط آن که درست حرکت کنید و در این مسیر جدی و پیگیر باشید. هیج تجارت موقتی وجود ندارد بلکه این تجار می باشند که موقت کار می کنند. فکر می کنند که برای شروع یک تجارت نیاز به یک سرمایه گذاری بزرگ دارند، وارد این تجارت می شوند با این ذهنیت که اگر خوب بود آن را جدی می گیرند. وجود ایمان در این کار مهمترین عامل پیشرفت می باشد. وقتی کاری را شروع می کنید از اول پول زیادی نمی گیرید ولی ایمان دارید که با پیگیری کار پیش می رود و به درآمد بالایی می رسید.
شک آفتی است که ایمان را از بین می برد؛ از افراد منفی گرا دوری کنید. اگر تازه کارید از بحث کردن پرهیز کنید. اگر ایمان نداشته باشید و شک کنید روزی می رسد که تنها هدفتان بدهکار نبودن و پرداخت بدهی های عقب افتاده می باشد.
در رسیدن به اهدافتان به خود شک راه ندهید؛ شک مانند ترک های یک کوزه می باشد که با یک تلنگر کوچک کوزه را از هم می پاشد. پس با اعتماد به نفس قوت قلب و پشتکار در رسیدن به اهدافتان بکوشید و شک را از میان بردارید.
به جای دلسرد شدن به دلیل پس زده شدن توسط دیگران فکر کنید و راه های نفوذ به دیگران را پیدا کنید. وقتی شک می کنید نفوذتان را بر دیگران از دست خواهید داد.
راه اینکه ایمان شما بیشتر شود این است که اطلاعاتتان را بیشتر کنید؛ نسبت به کمپانی، محصول خود، نت ورک مارکتینگ و مسائل مرتبط با تجارتتان هر چه بیشتر بدانید بهتر از کار دفاع می کنید و ایمانتان بیشتر می شود.
Failure is NOT an option

شکست برای ما گزینه ای محسوب نمی شود.
۶- نوشتن لیست (check list)
این یکی از مهمترین قدم هاست از آن غافل نشوید و نیمه کاره آن را رها نکنید.
فقط شروع کنید و اسم هر کسی که می شناسید بنویسید! هیچ وقت از پیش قضاوت نکنید (فلانی خیلی پولدار است، فکر نکنم خوشش بیاید، فکر نکنم که فلانی این کاره باشد، فلانی از کامپیوتر سر در نمی آورد و…) این اشتباهات می تواند به قیمت هزاران دلار برای شما تمام شود. به طور متوسط در هر لیست ۱۰۰ نفره ۱ تا ۲ نفر بسیار فعال ۳ تا ۴ نفر متوسط و ۳۰ تا ۴۰ نفر فقط به عنوان مشتری وجود خواهند داشت.

ما نمی دانیم که چه کسی عضو کدام دسته است و معمولا آنها طوری که شما فکر می کنید نیستند. از دفترچه تلفن، دفترچه آدرس و کارت های ویزیت که دارید نیز استفاده کنید ولی فراموش نکنید که حتما باید آن ها را روی یک کاغذ مجزا بنویسید. لیست خود را گروه بندی کنید (فامیل، دوستان، نزدیکان، همسایه، دوستان دوران تحصیل، دوستان دانشگاهی و …) گروه بندی دوستان سبب می شود که آنها را سریعتر به خاطر بیاورید. سپس لیست خود را بر اساس اعتماد افراد به شما، وقت آزاد، انگیزه برای کسب درآمد عالی، نفوذ شما بر وی، داشتن اطلاعات کامپیوتری و اینترنتی، و … درجه بندی کنید.
حالا با معرف خود از بین افراد نوشته شده افرادی که باید زودتر Present شوند را شناسایی کنید. هیچ وقت این اشتباه شایع که لیست شما حاوی ۵ یا ۶ نفر باشد را مرتکب نشوید حتما مطمئن باشید که اسم ۱۰۰ نفررا حداقل در لیست خود نوشته اید.

۷- دعوت کردن افراد (Invitation)
برای دعوت کردن دوستانتان بر حسب درجه اهمیت می توانید از هر کدام از روش های اشاره شده استفاده کنید. به هیچ وجه اگر دوست شما متوجه سیستم های شاخه ای شد اطلاعاتی پشت تلفن به وی ندهید. در پاسخ بگویید باید مدارکی را به او نشان دهید که حتما باید برای آنها جلسه حضوری با وی داشته باشید.
اگر خیلی کنجکاوی کرد که اطلاعات بیشتری به او بدهید به او بگویید ضرری ندارد که یک ساعت از وقتش را در اختیار شما بگذارد و تنها ضرری که می کند این است که با یک موقعیت کاری جدید آشنا خواهد شد.

اگر دوست شما ادعا کرد که همه چیز را می داند و نیازی به برگزاری جلسه معرفی ندارد می توانید از وی سوالاتی در مورد Excellence magazine, Isend info, Leads…. بپرسیدT اگر از پاسخ گویی عاجز ماند به او بگویید برای اینکه اطلاعات کافی و صحیح پیدا کند یک ساعت زمان در اختیار شما قرار دهد.

شکست برای ما گزینه ای محسوب نمی شود
از دعوت کردن افرادی که به هر علت هم اکنون زمانی برای کار کردن ندارند صرف نظر کنید. زیرا اگر در شرایط گرفتاری به آنها سیستم را معرفی کنید مسلما عضو نخواهند شد، یا اگر هم عضو شوند نمی توانند زمانی را برای آموزش و تمرین اختصاص دهند و احتمال اقدام آنها در آینده نیز کاهش می یابد. پس عجله نکنید و منتظر فرصت مناسبی برای خالی شدن وقت دوستان خود باشید. دقت کنید که اگر حتی ۲ تا ۳ هفته هم صبر کنید و سپس در فرصت مناسب سیستم را به آن دوست معرفی کنید، با وجود اینکه ۳ هفته را از دست داده اید ولی یک شاخه جدید با پتانسیل چند هزار دلار ایجاد کرده اید. به یاد داشته باشید این نوع تجارت روش مطمئنی برای پولدار شدن است نه یک روش سریع برای پولدار شدن.
از حلقه تاثیر گذاری خود استفاده کنید
Learn How to Use Your Circle Of Influence
منظور از حلقه تاثیرگذاری، افرادی هستند که به آنچه شما می گویید اعتقاد دارند. هر فرد بین ۳-۵ نفر را دارد که اعتماد کامل به وی داشته باشند. پس خودتان از حلقه تاثیرگذاری خود استفاده کنید و به دیگران نیز بیاموزید که از حلقه تاثیرگذاریشان استفاده کنند.
فرهنگ کمک به ورودی های مستقیم خود که از حلقه تاثیرگذاریتان نیز هستند را در مجموعه خود پایه ریزی کنید. مجموعه شما به تدریج شروع به رشد خواهد کرد و اعداد بزرگ خواهند آمد.

– هیچ وقت از دوست خود خواهش یا معذرت خواهی نکنید، زیرا در حقیقت شما شانس پولدار شدن را به او می دهید. اگر قرار شما از زمان تماس تلفنی بیش از ۳ روز طول کشید مجددا با تماس تلفنی موضوع جلسه را به وی یادآوری کنید. اگر نام دوستی در لیست شما وجود دارد که مدت زیادی است وی را ندیده اید حتما ابتدا با او قرار ملاقات بگذارید و در آن ملاقات اگر دوست شما حرف کار را به میان آورد وی را دعوت کنید. هرگز بدون مشورت با لیدر خود اقدام به دعوت دوستان و معرفی سیستم به آنها نکنید. طبق اولویت در نظر گرفته شدن توسط لیدرتان دوستانتان را دعوت کنید.

همان طور که مشهود است دعوت هر فرد بسته به موقعیت فردی و کاری وی متفاوت از دیگران می باشد؛ لذا در این بخش سعی شده تا افراد مختلف را در یک دسته بندی کلی برای دعوت کردن تعریف نموده تا یک الگوی کلی برای انجام این امر در اختیار داشته باشید. ضمنا در تمامی مراحل دعوت، برای گرفتن یک نتیجه عالی از دعوت دوستانتان به این تجارت باید چند نکته را به خاطر بسپارید و این موارد را به بهترین شکل ممکن با توجه به نوع طبقه بندی که در ذیل می آید رعایت کنید:

الف) این یک شغل می باشد که شما قصد معرفی آن را دارید.
ب) دعوت کردن دوستتان با توجه به شرایطش باید در نهایت بی اطلاع گذاشتن وی از شرایط موجود این کار انجام بگیرد؛ یعنی در رابطه با نت ورک مارکتینگ، مبلغ ورودی پایین، حق عضویت ماهیانه، معرفی ۳ نفر، کمپرس شدن جایگاه ها، عدم تعادل، نام کمپانی، سقف درآمد، نحوه سوددهی طرح، روش های دریافت و پرداخت پول و… هیچ گونه، هیچ گونه اطلاعاتی به صورت مستقیم نمی دهید (البته برای انجام نکته بعدی چند روش وجود دارد).
ج) ایجاد کنجکاوی یکی از مواردی است که رعایت کردن آن، علاوه بر حفظ پرستیژ کار، دوستتان را نیز مشتاق به شرکت در جلسه معرفی می کند. برای رسیدن به این هدف از این نکته به بهترین صورت ممکن استفاده کنید که در عرض یک ماه تمامی پولی که اینجا سرمایه گذاری می شود باز می گردد و در آخر اینکه تنها یک ساعت از زمان خودش را در اختیار شما بگذارد و اگر مایل به شنیدن توضیحات این کار نیست هیچ اجباری وجود ندارد.

د) لازم به ذکر است که همواره این نکته را باید در ذهن خود داشته باشید که با این پیشنهاد یک موقعیت طلایی را برای کسب درآمد در اختیار سایر دوستانتان قرار می دهید و با توجه به این موقعیت هیچ وقت نباید این ذهنیت را داشته باشید که تنها فردی که می تواند شما را در این سیستم یاری کند و خود نیز به درآمد قابل توجهی برسد فردی است که شما وی را انتخاب کرده اید و این احساس نیاز را باید کاملا از خود جدا کنید.

۷-۱- دسته بندی افراد به این شکل انجام می شود
۷-۱-۱- افراد ناآشنا با هرگونه مارکتینگ: این دسته از افرادی می باشند که تا به حال از هیچ گونه مارکتینگی اطلاع نداشته و با هیچ کدام آشنا نیستند.
دعوت این افراد بسیار ساده تر از افراد دیگر می باشد طبق یک برنامه به فرد می گوییم که برای آشنایی با یک کار باید او را ببینیم، بدون دادن هیچ گونه اطلاعاتی این فرد را دعوت می کنیم اگر اطلاعات بیشتری از شما خواست و پافشاری کرد باید به وی بگوییم که مدارکی را باید به وی نشان دهیم که در حال حاضر در دسترسمان نیست.

ایجاد کنجکاوی و حفظ پرستیژ کار
۷-۱-۲- افراد آشنا با نت ورک مارکتینگ: افرادی هستند که با نت ورک های دیگر آشنایی دارند و قبلا با آنها روبرو شده اند ولی به دلایلی تصمیم به ورود نگرفته اند. معمولا این افراد به علت قیمت بالای محصولات شرکت های دیگر و یا خیلی دلایل دیگر حاضر به ریسک نمی باشند، البته باید سعی کنید دلیل شرکت نکردن وی را در شرکت های دیگر جویا شوید، سپس روی علل وارد نشدن فرد با توجه به نقاط قوت این سیستم مانور داده و آنها را رفع کنید. البته متذکر می شوم که این کار در نهایت دقت و مهارت انجام می گیرد و هیچ گونه اطلاعاتی به فرد داده نمی شود. به طور مثال، فرد می گوید: من به دلیل قیمت بالای فلان سیستم وارد نشدم. قیمت ورود سیستم شما چقدر است؟ در جواب این فرد به هیچ وجه قیمت اصلی را نمی گویید ولی می توان گفت که قیمتی است که تمام افراد قابلیت پرداخت و ریسک کردن آن را دارند. اگر فرد اسم سیستم را جویا باشد و بگوید که همه آنها را می شناسد بگویید اسم تک تک آنها را که می شناسد ببرد و سپس با نفی تک تک آنها به وی ثابت کنید که در مورد این سیستم چیزی نشنیده است.
۷-۱-۳- افرادی که هم اکنون در یک نت ورک مارکتینگ عضو هستند:
این افراد به سه دسته تقسیم می شوند:

الف) افرادی که سود نگرفته اند و متضرر شده اند، البته دلیل سود نگرفتن آنها را جویا شوید. معمولا این افراد به دلیل قیمت بالای نتورک های قبلی و یا شرط تعادل برای گرفتن سود موفق به دریافت سودی نشده اند به این افراد بگویید اگر سیستمی به شما پیشنهاد شود که دارای مزیت های بسیار زیادی باشد و نیز این نکته را مذکر شوید که ظرف یک ماه اصل پول در این کار بازگشت داده می شود و قیمت ورودی مناسبی دارد آیا حاضر به شروع مجدد کار هست؟ اگر جواب وی مثبت بود که قرار معرفی کار را تعیین کنید و اگر منفی بود در صورت تمایل خود با توجه به قابلیت های بالای سیستم به برخی از سوالات آنها پاسخ دهید و وی را از جو منفی به جو مثبت وارد کنید.

ب) افرادی که سود گرفته اند ولی دارای یک مجموعه متوقف شده می باشند. این گونه افراد سه دسته هستند، افرادی که در نت ورک هایی کار کرده اند که به دلیل مشکلات آنها با دولت ایران کار را رها کرده اند و یا افرادی هستند که با خود کمپانی به مشکل برخورده اند و یا افرادی هستند که به علت فقدان آموزش موثر و مفید مجموعه هایشان متوقف شده است.

باز هم نقاط قوت سیستم در این مورد به کمک شما می آیند. اگر از دسته اول بودند علاوه بر نکات ذکر شده در بالا در صورت لزوم برای آنها مزیت محصول Online و خدماتی بودن و ارائه همزمان و فوری آن و همین طور قیمت ورودی را شرح می دهید. اگر از دسته دوم بودند سابقه کمپانی و شهرت جهانی آن و پرداخت پورسانت های زودتر از موعد را با وی بازگو می کنید افراد دسته سوم را می توانید با تشریح جدی بودن آموزش و لازمه آن در این سیستم و آموزشی محور بودن را توجیه کنید.

بعد از برطرف کردن تمام ایرادات با این افراد قرار معرفی کار را می گذارید.
ج) افرادی که در یک نت ورک مارکتینگ هم اکنون مشغول کار هستند:
این افراد نیز به سه دسته تقسیم بندی می شوند که دسته اول کسانی هستند که تازه وارد نت ورک مارکتینگ شده اند و دارای مجموعه زیادی نمی باشند این افراد انتخاب چندان مناسبی نیستند چون هنوز در تبلیغات و هیجان کاری هستند که اطلاعات چندانی از آن ندارند و نمی توانند در بدو ورودشان به دنیای نت ورک مارکتینگ سریعا به پلن دیگری سویچ کنند. از این افراد یک دعوت معمولی به عمل بیاورید و به هیچ وجه پافشاری نکنید ولی کار را حتما به آنها معرفی کنید چون اگر هم وارد نشوند بعد از مدتی خودشان به شما رجوع می کنند.

افراد دسته دوم کسانی هستند که مجموعه ای دارند ولی پورسانت چندانی دریافت نمی کنند. این افراد از دو حال خارج نیستند یا رشد مجموعه شان کند شده و این اکثرا به علت رقابت شدید نت ورک مارکتینگ ها در ایران با یکدیگر می باشد و یا سیستم تعادلی باعث بروز این مشکل شده که در مورد اول شما می توانید رشد سریع این سیستم را به فرد متذکر شوید و در مورد دوم می توانید فرد را دعوت کنید و در حین توضیح کار بر روی نداشتن شرط تعادل برای دریافت سود تاکید کنید.

دسته سوم متشکل از افرادی است که پورسانت خوبی را کسب کرده اند، اکثر این افراد در حال حاضر کار چندانی در سیستم خودشان انجام نمی دهند و تنها شاید در هفته یک جلسه برای گروهشان برگزار کنند، این افراد را بدون دادن هیچ گونه اطلاعاتی به صورت زیر دعوت کنید: (البته از این نوع دعوت برای همه افراد بند ج بعد از گفتن نکات بالا باید استفاده شود.)

بگویید: اگر با سیستمی روبه رو شود که از نظر محصول، پلن، کمپانی، قیمت ورودی و کلیه امکانات دیگر و از همه مهم تر درصد پورسانت، از نت ورک مارکتینگ های موجود در ایران برتر باشد آیا حاضر به ورود و فعالیت جدی در آن می باشید یا خیر؟ (به وی در حین انجام این دعوت متذکر شوید که شما هیچ ادعایی ندارید که نت ورک مارکتینگی که شما معرف آن هستید این طور می باشد بلکه خود شخص باید در این مورد قضاوت کند.)
نحوه معرفی: (presentation)
۸- معرفی: (presentation)
خب، پس از دعوت دوست خود نوبت به برگزاری جلسه معرفی خواهد رسید، دقت کنید در جلسه معرفی، لیدر مستقیم شما حضور داشته باشد و معرفی توسط presentor آموزش دیده انجام گیرد. در صورتی موفق خواهید بود که دوست شما بدون پیش زمینه قبلی در طول حداکثر نیم ساعت، یک اطلاعات مقدماتی در مورد سیستم را دریافت کند تا بتواند با اطلاعات کافی قضاوت کند. مکان جلسه باید در یک محیط در بسته انجام شود. صداهای اضافی مثل تلفن موبایل و ماشین و … حتی الامکان وجود نداشته باشد تا فرد Present شونده تمرکز خود را از دست ندهد. رفت و آمد در محیط وجود نداشته باشد. همیشه قبل از برگزاری جلسه پرزنت به دوست خود یادآوری کنید که در صورت همراه داشتن موبایل آن را خاموش کند. شما می توانید با خاموش کردن موبایل خود پذیرش این مساله را برای او آسان تر کنید. بهترین مکان پرزنت کردن منزل خودتان می باشد چون شما به محیط و دوست خود تسلط دارید، هرگز به دوست خود اجازه نخواهید داد که در خلال جلسه حرفی بزند یا حتی از جلسه خارج شود. یکی از بزرگترین مزایای این کار نشان دادن این مطلب است که این تجارت به هیچ امکانات خاصی مانند دفتر کار و … نیاز ندارد بنابراین هر کس می تواند این کار را در منزل خود به راحتی همراه با دوستانی که همیشه به منزل وی رفت و آمد دارند انجام دهد.

به هیچ وجه جلسه را در منزل دوست خود برگزار نکنید زیرا علاوه بر اینکه تحت تسلط وی هستید او می تواند به خود اجازه هر کاری را بدهد. مثلا برای پذیرایی جلسه را ترک کند. در اتمام جلسه به وی این حس القا خواهد شد که اگر چه این کار بسیار پر درآمد است اما او برای به سود رسیدن باید برای پرزنت کردن مردم مثل دوره گردها به منازل آنها مراجعه کند و این حس سبب عدم ورود دوست شما به سیستم خواهد شد. محیط برگزاری جلسه باید ساده باشد. از قرار دادن وسایل تزیینی که سبب پرت شدن حواس افراد شود خودداری کنید. بهترین حالت برگزاری Present ، جلسات تک نفره است زیرا در آن انرژی پرزنت کننده روی یک فرد متمرکز خواهد شد و می تواند با کمال صبر و حوصله پس از پرزنت کردن به سوالات دوست شما پاسخ دهد.

معایب جلسات چند نفره:
-اگر یک شخص منفی بین دوستان شما باشد به راحتی روی دیگران تاثیر می گذارد و شانس ورود آنها را کم خواهد کرد.
-اینگونه جلسات عجله را به فرد القا می کند.
-انرژی پرزنت کننده بین افراد پخش می شود و نمی تواند به صورت تاثیرگذار پرزنت کند.
-اگر جلسه به هر دلیل به هم بخورد به جای از دست دادن یک نفر چند نفر را از دست می دهید.
-افراد احساس خواهند کرد که برای انجام این کار باید به فن بیان تسلط داشته باشند تا بتوانند در یک جمع سخنرانی کنند.

همیشه معرفی سیستم به اولین دوستان خود را به عهده معرف خود بگذارید و جدا از توضیح دادن به آنها بپرهیزید. نفرات اول کسانی هستند که بیشترین اعتماد را به شما دارند، حتما باید به صورت تک نفره و تنها، به سیستم معرفی شوند تا درصد عضو شدن آنها حداکثر شود. با این کار به آنها این حس را القا می کنید که این افرادآن قدر برای شما ارزشمند بوده اند که برای شخص آنها به صورت جداگانه وقت اختصاص داده اید. تا زمانی که تبحر کافی در بیان مطالب را کسب نکرده اید و همچنین کاتالوگ مورد نیاز را فراهم نکرده اید جدا از توضیح دادن بپرهیزید. توجه کنید که همیشه افراد متاهل با همسرشان به صورت دو نفری پرزنت شوند. به هیچ عنوان در جلسات پرزنت سیگار نکشید و به دوست خود نیز از مساله را متذکر شوید. مهم ترین کار شما در زمان برگزاری پرزنت، نشستن و گوش دادن با دقت به سخنان پرزنتور می باشد. حتی نت برداری از سخان بسیار ارزشمند است. هر زمان که احساس کردید دوست شما تمرکزش را از دست داده با گفتن جمله دقت کن این مطلب خیلی مهم است، دوباره او را متمرکز کنید پس فراموش نکنید در هنگام جلسات همیشه با دقت به پرزنت کننده توجه کنید. میزان دقت و تمرکز شما بیانگر میزان علاقه شما به این کار می باشد و شما با رفتار خود در جلسه معرفی به دوستان خود نشان خواهید داد که چقدر کار را جدی گرفته اید زیرا در حقیقت دوست شما ابتدا به رفتار شما توجه می کند و سپس به سخنان پرزنتور. به هیچ عنوان سر خود را پایین نیندازید، چرت نزنید، هیچ گاه خود را سرگرم بازی با چیزی نکنید، با دوستتان صحبت نکنید و در زمان تشکیل جلسات هیچ کاری جز گوش دادن به سخنان پرزنتور انجام ندهید.

معایب جلسات چندنفره
به ۳ علت ممکن است با دیگران راجع به این کار صحبت کنید
به هیچ عنوان سخنان پرزنتور را قطع نکنید و هیچ توضیح اضافی ندهید. فقط گوش کنید و مواردی را که احتمال دارد پرزنتور فراموش کرده باشد را یادداشت کنید و در آخر جلسه یادآوری کنید. به هیچ عنوان قلم و کاغذ در اختیار فرد پرزنت شونده قرار ندهید چون تمامی وقتش مشغول به نوشتن یا بازی با آنها خواهد شد به دوست خود بگویید اگر سوالی دارد به شما بگوید تا آن را یادداشت کنید تا فراموش نشود. سپس در آخر بحث پرزنتور به سوالات وی به کمک سایر دوستان پاسخ خواهید داد.

حتما پس از پایان جلسه پرزنت ۳ نکته بسیار مهم را به دوست خود یادآوری کنید. به او بگویید شما به ۳ علت ممکن است به دیگران راجع به این کار صحبت کنید:
۱- به دلیل اینکه اطلاعات کافی در این زمینه ندارید و اطلاعات کامل تری می خواهید یا می خواهید راجع به صحت و سقم این قضیه با کسی مشورت کنید. به دوست خود اطمینان بدهید که همانطور که خود وی چیزی در این زمینه نشنیده است اطرافیان وی نیز به طور یقین چیزی از این سیستم نخواهند دانست.
۲- فرد بخواهد کار را برای دوست خود توضیح دهد به وی بگویید درست است که وی اطلاعات زیادی را در مدت کوتاهی دریافت کرده است ولی هنوز توانایی پرزنت کردن کسی را ندارد چون اطلاعات کار بسیار زیاد است و هنوز وی چیزی در مورد آنها نمی داند.

۳- دوست شما به این درجه از اطمینان رسیده است که بخواهد وارد سیستم شود ولی ابتدا می خواهد ببیند که آیا می تواند ۳ نفر خود را وارد سیستم کند یا نه؟ و دنبال پرزنت کردن افراد باشد. به دوست خود اطمینان دهید که پس از ورودش به سیستم، تمام جلسات معرفی وی پس از آموزش های اولیه برگزار خواهند شد و نیازی به انجام دادن چنین کاری نمی باشد. همچنین به وی متذکر شوید که همیشه اولین سوالی که دوست شما خواهد کرد این می باشد که آیا خود او وارد سیستم شده است یا خیر؟ اگر جواب وی منفی باشد آنها خواهند گفت کاری که خودش هنوز وارد نشده را چگونه می خواهد به آنها پیشنهاد دهد. این مطلب به این می ماند که فردی قبل از باز کردن رستوران بخواهد از دوستانش برای خوردن غذا در رستورانش تعهد بگیرد. در هنگام بدرقه کردن دوست خود باز هم این نکات را به او گوشزد کنید و حتما به وی یادآوری کنید که این مطالب را برای خود وی می گویید و به نفع اوست که با کسی صحبت نکند.

در ادامه می توانید راجع به نت ورک مارکتینگ سابقه و نحوه فعالیت و موفقیت های آن برای دوست خود بیشتر توضیح دهید در واقع نشان دهید که واقعا وارد سیستم جهانی قوی و پر قدرت تجاری ای شده اید و دید وسیع و انگیزه زیادی برای انجام این تجارت دارید. حتما به دوست خود بگویید که بابت معرفی سیستم هیچ منتی بر گردن او نیست و شما هیچ توقعی از او ندارید و اگر به شما جواب نه بدهد شما هرگز ناراحت نخواهید شد و ضرر هم نخواهید کرد. اکثر افراد با این دید از جلسه خارج می شوند که همه افراد مجموعه را باید خودشان به تنهایی وارد سیستم کنند، به آنها یادآوری کنید که شما به صورت نرمال و با معرفی و آموزش سه نفر به آسانی می توانید کار خود را شروع کنید و به نتیجه برسید. این مساله بسیار مهم را حتما با مثال های مختلف به دوست خود بفهمانید.

بسیاری از این افراد به علت پایین بودن مبلغ اولیه ورود به سیستم این کار را به عنوان یک کار بلندمدت با درآمد عالی نمی بینند، باید تصور آینده را برای آنها در ذهنشان مجسم کنید؛ بگویید مسلما هر کسی از روز اول هزاران زیر مجموعه ندارد اما کم کم و به صورت تصاعدی زیر مجموعه ها رشد خواهند کرد. با مثال های متعدد آینده را به آنها نشان دهید سپس بگویید که با این مبلغ در هیچ کجا هیچ کار و تجارتی را نمی توان راه اندازی کرد و روی این مطلب تاکید کنید که به این دلیل که عضو شبکه ای می شوید هزینه شروع این تجارت بسیار پایین است اما سود خوبی دارد به هیچ عنوان از سیستم به صورت مستقیم تعریف نکنید.

به هیچ عنوان برای ورود دوستان خود عجله و اصرار نکنید، در غیر این صورت به دوست خود القا خواهید کرد که تنها با ورود وی به شما سود خواهد رسید. بگویید افرادی که مدتی صبر کرده اند و موفقیت و پیشرفت دوستان را در این سیستم دیده اند و با انگیزه و ایمان بیشتری وارد شده اند موفق تر بوده اند. با این کار وی را برای سریعتر وارد شدن به این سیستم ترغیب کنید. اگر خودتان هنوز به سودی در اینکار نرسیده اید راجع به سودهای این سیستم صحبت نکنید، می توانید دوستان و یا لیدرهای خود را که در این سیستم موفق بوده اند برای وی مثال بزنید. اگر دوست شما در همان لحظه تصمیم خود را برای ورود به سیستم نگرفت از وی بخواهید که بیشتر فکر و تحقیق کند و نتیجه را به شما اطلاع دهد و به او بگویید که با او در تماس هستید.

پیگیری و نحوه آن؛ پاسخ های صادقانه به سوالات پیش آمده
۹- پیگیری: (Follow up)
یکی دیگر از ارکان مهم نت ورک مارکتینگ پیگیری می باشد. بدون طی کردن این مرحله مطمئن باشید هیچ اتفاقی نمی افتد. در واقع ضربه نهایی شما و نتیجه کار شما از مراحل گذشته در این مرحله نمایان می شود. بدون پیگیری هیچ یک از افراد وارد سیستم نخواهند شد. وظیفه شما در این مرحله جواب دادن به سوالات افراد و ساختن یک دید کامل از آینده و ملموس کردن سود این سیستم برای دوستتان است.
پس از معرفی این سیستم به دوستتان حداکثر ظرف ۱۲ ساعت با او تماس بگیرید و پس از یادآوری از وی نتیجه تحقیقاتش را بپرسید. فرض کنید شما قطعه آهنی را گداخته اید و حداکثر ۲۴ ساعت وقت دارید تا آن را شکل دهید. مثلا برای آغاز صحبت می توانید از جملاتی مانند ۱) سایت را دیدی؟ ۲) سوالی برایت پیش آمد؟ ۳) نظرت چیه؟ ۴) می توانیم با هم فعالیت خوبی کنیم، استفاده کنید اگر سوال یا اشکالی داشت پاسخ او را بدهید و اگر پاسخ مناسبی برای سوال وی نداشتید بدون سعی کردن در جواب دادن و دفاع از سیستم بلافاصله با لیدرهای بالایی خود تماس بگیرید و جواب مناسب را جویا شوید و سپس در اختیار دوست خود قرار دهید.

پیگیری می تواند به صورت حضوری یا تلفنی انجام شود، پیگیری حضوری خصوصا در حضور لیدرهای بالایی موثر است در هر صورت شما باید با رفتار خود به دوستتان نشان دهید که چقدر به این کار ایمان دارید، بهترین روش برای نشان دادن این مطلب این است که بدون آوردن بهانه و اتلاف وقت مستقیما و با اطمینان پیگیری را شروع کنید در غیر این صورت با رفتارتان به دوست خود خواهید گفت که به کار خود مطمئن نیستید تا جایی که برای صحبت کردن راجع به آن به یک بهانه احتیاج دارید.

حتما به دوست خود اطمینان دهید که در قبال وقت و زحمتی که برای او می کشید هیچ توقعی ندارید و در صورت انصراف او هم، اصلا ناراحت نمی شوید و هیچ ضرری نخواهید کرد. اکثر دوستان شما شروع به پرسیدن سوالات عجیب خواهند کرد و به دلایل مختلف و یا حتی بدون هیچ دلیلی دائما مخالفت می کنند و در حقیقت امواج منفی زیادی را به سوی شما ارسال خواهند کرد. شما باید بدون عصبانی شدن، ناراحت شدن، دلسرد شدن، جبهه گرفتن و در کمال آرامش دوستتان را راهنمایی کنید و با جواب های درست و منطقی با وی بحث کنید و در مقابل امواج منفی وی امواج مثبت ارسال کنید. توجه کنید هیچ گاه در مقابل دوست خود جبهه گیری نکنید، در مقابل او قرار نگیرید، همیشه در کنار او باشید، همیشه از روش Feel Felt Found استفاده کنید. مثلا اگر دوست شما از شما بپرسد از کجا معلوم است که کمپانی پورسانت ما را خواهد داد؟ به او بگویید چه احساس جالبی می فهمم (Feel) چون من خودم نیز در بدو ورود هین احساس را داشتم (Felt) ولی متوجه شدم که این طور نیست به دلیل اینکه (Found) …. فراموش نکنید حتما قبلا تحقیقات کامل را انجام داده باشید تا به دروغ مطلبی را بیان نکنید.

اگر دوست شما سوالاتی از قبیل اینکه کمپانی کلاهبردار است از کجا معلوم ورشکست نشود، این هم مثل سیستم های دیگر است را مطرح کرد می توانید سوال او را به خودش برگردانید. مثلا بگویید: خب من واقعا درک می کنم ولی می تونم بپرسم چه مدرکی دال بر کلاهبردار بودن کمپانی داری؟ مسلما دوست شما هیچ جوابی برای این سولات نخواهد داشت. حال سعی کنید علت واقعی مخالفت دوست خود را بیابید. اگر مشکل دوست شما ترس از پیدا کردن افراد و رشد مجموعه بود به این شکل راهنماییش کنید که به نکته جالبی اشاره کرده است و شما دقیقا احساس او را درک می کنید (Feel) زیرا شما نیز قبل از ورود به این سیستم، راجع به همین مساله و توانایی های خود برای انجام کار بسیار فکر کرده اید (Felt) و سپس به عنوان جواب مساله به او اطمینان دهید که در صورت ورود به این شبکه همیشه همراه او و همانند شریک او خواهید بود. همان طور که لیدرهای شما در ابتدا همیشه همراه شما بوده اند بگویید که آموزش های لازم را به مرور زمان به او می دهید و جلسات او را شما یا لیدرهای شما برگزار می کنند و او نباید نگران برگزاری جلسات و عدم توانایی خود برای انتقال این سیستم در اول کار باشد (Found). از وی بپرسید که چند نفر دوست صمیمی دارد که حاضرند ۱ ساعت از وقت خود را در اختبار او قرار دهند و چند نفر دوست دارد که از نظر کاری به او اطمینان دارند. اگر مجموع این دو جواب از ۵ بیشتر بود به او بگویید، جای شکی نیست، زیرا همان طور که او سیستم را درک کرده است به دلیل سادگی در فهم و انجام و به دلیل اعتماد به شما وارد شبکه خواهد شد و دوستان او نیز سیستم را درک کرده و وارد سیستم می شوند. به علت هزینه کم ورود و نیز خدماتی بودن محصول ارائه شده معمولا از دوستان شما بعید است بهانه سرمایه اولیه را مطرح کنند، بنابراین در مرحله پیگیری تنها باید به تشریح سیستم نت ورک مارکتینگ و نشان دادن آن به عنوان راهی جدید و بسیار مدرن برای کسب درآمد بپردازید.

امکان دارد دوستانتان به علت کم بودن مبلغ اولیه، این تجارت را جدی نگیرند. به آنها بگویید چون می توانند به صورت رایگان از اطلاعات اعضای گروه استفاده کنند هزینه شروع بسیار کاهش می یابد، به آنها بگویید شما در این کار شریک بالاسری های خود می شوید و کلیه راه ها و رموز این کار را از آنها فرا خواهید گرفت، بر خلاف کارهای دیگر که هیچ مدیری رموز کارش را در اختیار کارمندانش نمی گذارد و امکان استفاده از امکانات خود را به کارمندانش نمی دهد. سپس بگویید همین مساله یکی از نقاط قوت سیستم است زیرا به دلیل مبلغ کم همه می توانند در آن سرمایه گذاری کنند.
اگر احساس کردید که دوست شما از انجام یک کار جدید وحشت دارد و یا قدرت ریسک انجام یک کار جدید را ندارد، به او بگویید که انسان در برابر تغییرات مقاوم است. این تجارت تغییرات بنیادی در خود فرد و روابط فردی و اجتماعی او پدید خواهد آورد. در ابتدا فرد با یک تجارت جدید آشنا می شود و با فراگیری اصول آن می آموزد که چگونه با کمک کردن به دیگران درآمدی داشته باشد. در ادامه به تدریج به دلیل رشد زیرمجموعه هایش تبدیل به یک مدیر موفق می شود و راه و روش اداره مجموعه هایش را فرا می گیرد. ساعت کارش به تدریج از چهارچوب ساعت کاری ادارات و شرکت ها خارج می شود و در حقیقت خود شخصا ساعت کاری خود را تنظیم می کند. هیچ مدیری بالاسر او نیست و کاملا آزادی عمل دارد، در خواهد یافت که تنها در برابر خود مسئول است و به جای پاسخگویی به مدیر خود باید جوابگوی خود باشد. در همین میان دوستان زیادی پیدا می کند که همیشه و همه جا در کنار او هستند و به او در همه کاری کمک می کنند زیرا با او هم هدف هستند و در نهایت به دلیل درآمد رویایی می تواند نحوه زندگی خود را عوض کند، مثلا به جای ۶ روز کار برای یک روز استراحت می تواند یک روز کار کند و شش روز استراحت کند و به امور دیگر بپردازد. رویارویی با همه این تغییرات بسیار مشکل و پذیرفتن آنها بسیار دشوار می باشد زیرا انسان از تغییر در زندگی وحشت دارد و این وحشت ناشی از نداشتن آگاهی کافی می باشد. پس وظیفه شما در پیگیری دادن آگاهی های لازم جهت برطرف شدن ترس فرد می باشد.

The only true mistake in life is the fear of making one
تنها اشتباه زندگی ترس از اشتباه کردن می باشد.
افرادی که علیرغم پیگیری شما همچنان به این نوع سیستم ها جواب منفی می دهند را فعلا پیگیری نکنید و آنها را در جریان موفقیت های خود قرار دهید. بدانید که این مشکل از طرف شما نبوده است که آن افراد وارد سیستم نشده اند بلکه آنها افرادی هستند که نمی توانند آینده این سیستم را در ذهن خود تصور کرده و برای سیستم برنامه ریزی کنند. در حقیقت به خود نه گفته اند نه به شما. دقت کنید که نه شنیدن جزیی از این سیستم است به جای اینکه از نه شنیدن نگران و دلسرد شوید از قانون SW استفاده کنید.
Some will. som wont. so what some body else is waiting
بعضی ها وارد می شوند، بعضی ها وارد نمی شوند. پس چه می شود؟ فرد دیگری منتظر است تا شما سیستم را به او معرفی کنید.
به جای اینکه از نه شنیدن خود ناراحت شوید به دلایل این امر فکر کنید. آن را بررسی کنید تا در دفعات آینده آن اشتباهات را تکرار نکنید. هیچگاه پس از شنیدن جواب منفی از دوست خود، رابطه خود را با وی قطع نکنید. ارتباط خود را با وی حفظ کنید. هر ۲ هفته یک بار با او تماس بگیرید و او را در جریان موفقیت های خود قرار دهید. در ضمن می توانید هر وقت که چند ورودی داشتید با او تماس بگیرید و آن شخص را در جریان رشد مجموعه قرار دهید و او را برای وارد شدن و فعالیت کردن تشویق نمایید.

هیچگاه به دوست خود برای ثبت نام اصرار نکنید. فقط اطلاعات صحیح را در اختیار او قرار دهید. اکثر افراد از شما تضمینی جهت سودآور بودن این سیستم می خواهند، شما در عوض بگویید در صورت انجام درست و صحیح این کار و پیروی از آموزش های لیدرهای بالا سریتان و همچنین گذاشتن وقت سودآور خواهد بود. به او بگویید که هیچ کس با دادن تضمین موفق نخواهد شد و تنها افرادی در این تجارت موفق خواهند بود که با دید باز درست و کامل وارد این تجارت شوند. همان طور که گفته شد مهمترین وظیفه شما در این مرحله پس از جواب دادن به سوالات و اشکال های دوستتان ساختن یک دید از آینده و ملموس کردن سود این سیستم برای آنها است زیرا اکثر دوستان نمی توانند قدرت سوددهی را درک کنند و متوجه آن شوند. با مثال های مختلف سوددهی را برای آنها ملموس کنید.

حالت کند و بدبینانه کاملا واقع بینانه!
ابتدا اهداف و دلایل خود برای ورود به این سیستم را به آنها بگویید (بخش یک).
سپس برنامه دوستانتان را برای آینده خودشان جویا شوید. و مثلا بپرسید آیا حساب کرده با درآمد فعلی «کی؟» می تواند صاحب خانه و ماشین گردد؟! به آنها نشان دهید که این تجارت تجارتی برای دستیابی به اهداف و رویاهای آنها می باشد. در دوست خود این جسارت را ایجاد کنید که راجع به این موضوع فکر کند که چرا متوسط درآمد ماهانه یک ایرانی در ایران ۲۰۰ دلار و در آمریکا ۵۰۰۰ دلار یا حتی بیشتر است. فراموش نکنید که دوستان شما هنوز تمرکز روی این تجارت ندارند و به احتمال زیاد به صورت کامل این سیستم را درک نکرده و به سرعت این سیستم و حرف های شما را فراموش می کنند پس در کمال صبر و حوصله در تکرار مطالب ساختن و نشان دادن آینده به آنها تردید نکنید. مثلا می توانید مثال ۹ level in slow process را در بازه های یک ماهه برای دوست خود بازگو کنید. حساب کنید که اگر یک ماه طول بکشد که هر نفر تنها سه نفر را پیدا کند باز بعد از نه ماه بیش از ۴۰ میلیون تومان درآمد خواهد داشت. همان طور که گفته شد بهترین افراد برای معرفی دوستان نزدیک و صمیمی و آشنایان نزدیک می باشند زیرا شما هر روز با آنها در تماس هستید و می توان این مساله را به آنها یادآوری کنید و پیگیری خود را انجام دهید. حتی بدون هیچگونه خجالتی می توانید هر روز به آنها تلفن بزنید و با آنها در تماس باشید و موفقیت های خود را برای آنها بازگو کنید. بهترین روش برای جذب دوستانی که دارای شک و تردید هستند معرفی مجدد سیستم به آنهاست. شما می توانید به بهانه های گوناگون آنها را مجددا در جلسات شرکت دهید و در انتها به سوالات آنها جواب دهید. این جلسات به آنها انرژی می دهد و باعث جلب اعتماد و ایجاد انگیزه در آنها می گردد. گاهی اوقات بعضی از دوستان نمی توانند سیستم را باور کنند و به آن اعتماد کنند، یکی از روش هایی که ممکن است اعتماد آنها را به سیستم جلب کند این است که هنگامی که در مجموعه خود یک ورودی جدید دارید از آن دوست یا دوستان خود دعوت کنید تا عینا شاهد ورود افراد جدید به این سیستم باشند. افرادی که در قدم اول به شما جواب مثبت نمی دهند را هرگز از دست ندهید. این افراد بر خلاف افراد دیگر که معمولا بلافاصله تصمیم خود را جهت ورود به سیستم اخذ می کنند و پس از یک هفته از انجام این کار پشیمان می شوند و این موضوع را فراموش می کنند، افرادی هستند که یا عموما کاری را آغاز نمی کنند یا در صورت شروع کاری آن را بسیار جدی و پرتلاش و با انرژی دنبال می کنند و در صورت دریافت اطلاعات کافی درست و منطقی و صرف کردن زمان لازم برای آنها با داشتن یک دید صحیح و درست از آینده سیستم وارد شبکه خواهند شد و بسیار موفق خواهند بود.
۱۰- ثبت نام (registeration)
به هیچ عنوان زمانی که شخصی قصد ثبت نام دارد زمان مناسبی برای معرفی سیستم به دوستان آن شخص نمی باشد. زیرا هر کسی پس از ورود به سیستم باید حداقل مدتی را صرف کلاس های آموزشی این سیستم و آموزش و تمرین نحوه انجام این تجارت به خصوص آموزش مراحل معرفی دعوت کردن و پیگیری نماید و سپس شروع به دعوت کردن دوستان برای ورود به سیستم نماید.
به هیچ عنوان برای ورود دوستتان به این شبکه و برای ثبت نام وی به وی پولی قرض ندهید. این کار سبب می شود که افرادی حس کنند شما به خاطر رشد مجموعه خود و نیازی که به وی دارید به او پول قرض داده اید. با طی کردن مراحل فوق شما به آسانی موفق به جذب افراد جدید می شوید اما از این زمان به بعد وظیفه اصلی شما برای آموزش دوستتان آغاز می گردد. فراموش نکنید که رمز رشد مجموعه شما آموزش و تمرین می باشد زیرا بدون آموزش دوست شما نه انگیزه ای برای انجام این کار دارد و نه نحوه انجام این تجارت را می داند.
۱۱- حمایت (Caddying)
پس از ورود دوستتان به شبکه حتما ظرف ۱۲ ساعت با وی تماس بگیرید و به او اعلام نمایید که هدف شما از معرفی سیستم به وی چه بوده و از این به بعد به چه دلایلی باید همیشه همراه وی باشید، و در همه جا به وی در انجام این تجارت کمک کنید تا در نهایت همراه هم به چه هدفی برسید. توجه کنید که انجام این کار بسیار مهم و ضروری است حتما به او گوشزد کنید از هم اکنون به عنوان یک کارمند در کنار او فعالیت می کنید تا وی به سود برسد. در انجام این امر به هیچ وجه کوتاهی نکنید و حتی یک روز هم از افراد گروهتان غافل نشوید.
۱۲- همانند سازی (Duplication)
تنها، تنها و تنها شرط لازم و کافی برای به سود رسیدن در این سیستم این است که شما خود را متعهد نمایید که تمام مجموعه هایتان خصوصا افرادی که شما معرفشان هستید را به سود برسانید و در غیر این صورت به هیچ عنوان موفق نخواهید بود. به همین منظور این جزوه به صورتی تنظیم شده که شما بتوانید آن را تنها یا همراه با بالاسری ها و یا اعضای گروهتان مطالعه و اجرا کنید و بر آن مسلط شوید. شما با خواندن این جزوه برای دوستانتان به راحتی می توانید روال انتقال و تکثیر اطلاعات را به آنها آموزش دهید. کافی است مجموعه های شما مانند شما این جزوه را برای مجموعه هایشان بخوانند و با هم تمرین نمایند و همین روال ساده در مجموعه شما گسترش پیدا کند و همانندسازی شود تا مجموعه هایتان به سود برسند.

تکثیر موثر کلید موفقیت یک نت ورکر

آموزش و تمرین (training)
از اینجا به بعد وظیفه شما به عنوان یک لیدر به شرح ذیل می باشد:
۱- دادن آموزش های لازم برای انجام دادن این کار و تمرین کردن با مجموعه ها و اعضای گروهتان
۲- ایجاد انگیزه و دادن انرژی به اعضای گروهتان
بزرگترین و تنها عاملی که باعث کند شدن و توقف رشد مجموعه ها می باشد نداشتن و ندانستن اطلاعات کافی برای انجام این کار می باشد.
بنابراین مهم ترین وظیفه یک لیدر دادن اطلاعات صحیح و کامل می باشد اما بزرگترین اشتباه هر لیدر زمانی است که به این نتیجه برسد که اطلاعات لازم را کسب کرده و دیگر احتیاج به آموزش و تمرین ندارد. این زمان، زمان شکست آن لیدر می باشد. فراموش نکنید که تنها سه یا چهار بار خواندن این متن جهت کسب موفقیت در این کار کافی نمی باشد. حداقل هفته ای یک بار این متن را به دقت مطالعه کنید.

بنابراین شرط و رمز پیروزی شما مطالعه و حفظ کردن این متن و تکرار و تمرین می باشد و غیر از این به موفقیت نخواهید رسید. بنابراین هیچ گاه متن خود را در اختیار کسی قرار ندهید و همیشه همراه خود داشته باشید. برای حفظ کردن و مسلط شدن بر این متن و متن پرزنت می توانید آن را یک بار با صدای خود بر روی نوار ضبط کنید و سپس هر روز آن نوار را گوش دهید و تکرار کنید. توجه کنید یکی از بزرگترین اشتباهات در روش آموزش دادن، گفتن نکات به صورت خلاصه و کوتاه می باشد. توجه کنید که راه حل های تستی و خلاصه مطالب در این تجارت نتیجه نمی دهند زیرا همان طور که گفته شد نحوه کار تمرین و تکرار می باشد به هیچ عنوان از خلاصه گویی در جلسات آموزشی استفاده نکنید.

توجه کنید که این تجارت، یک تجارت جدید با اصول جدید و کاملا متفاوت است و همان طور که استراتژی های فوتبال به درد شنا نمی خورد، اطلاعات شما در زمین تجارت سنتی به درد این کار نمی خورد. شیوه های بازاریابی قدیمی مانند تبلیغات هم نتیجه عکس خواهند داد و همچنین قدرت بیان شما هم کمکی نخواهد کرد و شما باید اصول و الفبای اینکار را فرا بگیرید و به مجموعه های خودتان هم آن را آموزش دهید. بنابراین فراموش نکنید که اطلاعات شما در این زمینه بسیار کم می باشد و باید جهت کسب اطلاعات جدید و مفید اقدام نمایید.

توجه کنید که در صورتی که هر شخص کارهای گفته شده در زیر را مستقیما برای ۳ مجموعه مستقیم خود انجام دهد بیشترین تاثیر را خواهد داشت و بیشترین بازدهی و نتیجه را خواهد گرفت. البته بالاسری های دیگر هم می توانند در انجام این کار کمک کنند اما هر چه فاصله سطح ها بین بالاسری ها و زیرمجموعه ها بیشتر باشد مثلا شخصی با یک لیدر ۵ سطح اختلاف داشته باشد- به دلیل اینکه رابطه دوستی کمتر و فاصله زمانی بیشتر می شود، تاثیرگذاری و تاثیرپذیری کمتر خواهد شد. مثلا اگر زیرمجموعه شما با یکی از لیدرهای شما ۶ سطح اختلاف داشته باشد ممکن است که حدود ۴ ماه بین زمان ورود آن لیدر به این سیستم و زیرمجموعه شما فاصله باشد. لذا تاثیر شما که شاید حدود چند روز با مجموعه خود اختلاف دارید به مراتب بیشتر می باشد پس به یاد داشته باشید که به طور متوسط هر لیدر می تواند در سه سطح بعد از خود مفید و موثر باشد. نکته دیگر اینکه به دلیل تغییر استراتژی ها در عملکرد لیدرها معمولا زیرمجموعه های جدید و بی تجربه دید و نظر مساعدی نسبت به آنها نخواهند داشت.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.